کنفوسيوس

ـ این که دیگران مرا نمی شناسند، مرا آزار نمی دهد. آن چه مرا آزار می دهد، آن است که من دیگران را نشناسم.

ـ مطالعه کردن بدون اندیشیدن اتلاف وقت است ؛ اما اندیشیدن بدون مطالعه کردن خطرناک است.

کوه، دریاچه

ـ آنان که حقیقت را می دانند، به پای آنهایی به حقیقت عشق می ورزند نمی رسند. و آنان که به حقیقت عشق می ورزند هم به پای آنهایی که از حقیقت شاد می شوند نخواهند رسید.

ـ خردمندان از آب لذت می برند، فرزانگان از کوه. خردمندان در تکاپو و فعالیت اند، فرزانگان در آرامش و آسودگی. خردمندان لذت می برند، فرزانگان زیاد عمر می کنند.

ـ انسان برتر،هنگامی که در آسایش است ، امکان خطر را از یاد نمی برد. وقتی که در امنیت است، احتمال ویرانی را از خاطر نمی زداید.هنگامی که همه چیز مرتب است، امکان بروز اختلال را فراموش نمی کند. از این روست که چنین فردی به مخاطره نمی افتد و خود و خانواده اش حفظ می شوند.

ـ‌ آنچه فرزانه می جوید در درون خودش قرار دارد، آنچه دیگران می جویند در سایرین است.

ـ تا زمانی که متوقف نشده باشی، اصلاً مهم نیست که چقدر آهسته حرکت می کنی.

51286_wallpaper280.jpg

ـ‌ اگر می خواهید کاری کنید که در عرض یک سال به نتیجه برسد،برنج بکارید. اگر می خواهید کاری کنید که در عرض ده سال به نتیجه برسد، درخت بکارید ولی اگر می خواهید کاری کنید که در عرض صد سال نتیجه بدهد، آدم تربیت کنید.

ـ چهار چیز به فضیلت نزدیک اند: ثبات، استقامت، سادگی و تواضع.

/ 3 نظر / 6 بازدید
شبان نمیدانم گرا

زیبا بود / هر آنچه در آن اندیشه باشد زیباست /و آن کس که آنرا بیان میدارد نگاهبان آن اندیشه است / به ما هم سر بزنید که از تنهایی مردیم

بابونه

در شب سرد زمستانی کوره ی خورشيد هم/چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد/و به مانند چراغ من نمی افروزد چراغی هيچ/نه فرو بسته به يخ ماهی/که از بالا می افروزد/من چراغم را در امد رفتن همسايه ام افروختم/در يک شب تاريک و/شب سرد زمستان بود/باد می پيچيد با کاج/در ميان کومه ها خاموش/گم شد او از من جدا زين جاده ی باريک/وه هنوزم قصه بر ياد است/وين سخن اويزه ی لب/که می افروزد که می سوزد/ چه کسی اين قصه را در دل می اندوزد/در شب سرد زمستانی کوره ی خورشيد هم چون کوره ی گرم چراغ من نمی سوزد.

حميد رضا

سلام /مطالب ارزنده ای نگاشته ای/سر بزنيد /به روزم /فعلا