به یاد فروغ

سنگ قبر فروغ رو که دیدم, به زمانهای از دست رفته فکر کردم و دیدم که چقدر فروغ با قدرت خودش رو تو دل همه جا کرد که در این سن و با گذر زمان هر روز عمیق تر در دلهای ما جاری می شه.

روحش شاد. . .

فروغ

و این منم
زنی تنها
در آستانه فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یاس ساده و غمناک آسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی

***

من سردم است
من سردم است و انگار هیچوقت گرم نخواهم شد
ای یار ای یگانه ترین یار آن شراب مگر چند ساله بود ؟
نگاه کن که در اینجا زمان چه وزنی دارد
و ماهیان چگونه گوشتهای مرا می جوند
چرا مرا همیشه در ته دریا نگاه میداری ؟
من سردم است و از گوشواره های صدف بیزارم
من سردم است و میدانم
که از تمامی اوهام سرخ یک شقایق وحشی
جز چند قطره خون
چیزی به جا نخواهد ماند
خطوط را رها خواهم کرد
و همچنین شمارش اعداد را رها خواهم کرد
و از میان شکلهای هندسی محدود
به پهنه های حسی وسعت
پناه خواهم برد
من عریانم عریانم عریانم
مثل سکوتهای میان کلام های محبت عریانم
و زخم های من همه از عشق است
از عشق عشق عشق
من این جزیره سرگردان را
از انقلاب اقیانوس
و انفجار کوه گذر داده ام
و تکه تکه شدن راز آن وجود متحدی بود
که از حقیرترین ذره هایش
آفتاب به دنیا آمد.

آیا دوباره........؟ با صدای فروغ فرخزاد
 
 

/ 2 نظر / 7 بازدید
آزاده

شمع باید بود و گریست در سرزمینی که زنده بودن تاوان سنگینی دارد.

پدرام

شکست های زندگی ، درهای پیروزی را می گشاید و خودپسندی درهای پیروزی را یکی پس از دیگری می بندد . ارد بزرگ سلام دوست خوبم به انتخابت تبریک میگم چون یکی از بهترین شعرهای فروغ محترم رو نوشتی آپ کردم و منتظر حضور گرمت هستم