شب مهتاب


يه شب مهتاب
ماه مياد تو خواب
منو می‌بره
کوچه به کوچه
باغ انگوری
باغ آلوچه
دره به دره
صحرا به صحرا


اون جا که شبا
پشت بيشه‌ها
يه پری مياد
ترسون و لرزون
پاشو ميذاره
تو آب چشمه
شونه‌می‌کنه
موی پريشون...


يه شب مهتاب
ماه مياد تو خواب
منو می‌بره
ته اون دره
اون‌جا که شبا
يکه و تنها


تک‌درخت بيد
شاد و پراميد
می‌کنه به‌ناز
دسشو دراز
که يه ستاره
بچکه مث
يه چيکه بارون
به جای ميوه‌ش
نوک يه شاخه‌ش
بشه آويزون...


يه شب مهتاب
ماه مياد تو خواب
منو می‌بره
از توی زندون


مث شب‌پره
با خودش بيرون،
می‌بره اون‌جا
که شب سيا
تا دم سحر
شهيدای شهر
با فانوس خون
جار می‌کشن
تو خيابونا
سر ميدونا:


«ــ عمو يادگار!
مرد کينه‌دار!
مستی يا هشيار
خوابی يا بيدار؟»


مستيم و هشيار
شهيدای شهر!
خوابيم و بيدار
شهيدای شهر!
آخرش يه شب
ماه مياد بيرون،
از سر اون کوه
بالای دره
روی اين ميدون
رد می‌شه خندون


يه شب ماه مياد
يه شب ماه مياد


احمد شاملو

باصدای فرهاد و موسيقی اسفنديار منفرد زاده

/ 3 نظر / 7 بازدید
سینا

آنکه می گوید دوستت می دارم/ دل اندوهگین شبی است/ که مهتابش را می جوید/ ای کاش عشق را/ زبان سخن بود/وبلاگ زیبایی داری. . .

ازاده

اون روزها ما دلي داشتيم /واسه بردن/ ‌جوني داشتيم واسه مردن/ كسي بوديم،كاري داشتيم/ پاييز و بهاري داشتيم/ تو سرها ما سري داشتيم/ عشقي و دلبري داشتيم/ كسي آمد كه حرف عشق و با ما زد/ دل ترسوي ما هم دل به دريا زد/ به يك درياي طوفاني دل ما رفته مهماني/ چه دوره ساحلش، از دور پيدا نيست/ يه عمري راه و در قدرت ما نيست/ بايد پارو نزد ، وا داد/ بايد دل رو به دريا داد،/ خودش مي بردت هرجا دلش خواست/ به هر جا برد بدون ساحل همون جاست./ به اميدي كه ساحل داره اين دريا/ به اميدي كه آروم ميشه تا فردا/ به اميدي كه اين دريا فقط شاه ماهي داره/ به عشقي كه نمي بيني شبهاش و بي ستاره/ دل ما رفته مهماني،/ به يك درياي طوفاني ،/ بايد پارو نزد ، وا داد/ بايد دل رو ، به دريا داد/ خودش مي بردت هر جا دلش خواست/ به هر جا برد، بدون ساحل همون جاست../

kambiz

ممنون که اين شعر را در سايتت گذاشتی .