كبوتران برج دوستي

سلام به همه دوستان خوب و مهربونم

با اينکه هنوز نتونستم عکس های نوشته قبلی رو قابل ديدن بکنم. . . ولی يک سر رفته بودم خانه رودخانه مهتاب و ديدم اين شعر بسيار زيبا رو اينجا گذاشته ، دوست داشتم شما هم از اون بی بهره نباشيد. . .

 

اي نسيم رهگذر، به ما بگو<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اين جوانه هاي باغ زندگي،

اين شكوفه هاي عشق،

از سموم وحشي كدام شوره زار

رفته رفته خار مي شوند؟

اين كبوتران برج دوستي،

از غبار جادوي كدام كهكشان

گرگهاي هار مي شوند؟!

 

«فريدون مشيري»

 

اميدوارم همه شما دوستان خوب وعزيزم موفق باشيد .

/ 7 نظر / 7 بازدید
شراگيم

سلام...مرسی...:) شعر قشنگيه...ببينم...جدی گفتی اونو يا شوخی کردی؟:) دوربين مخفيه؟؛)

azin

سلام شعر خيلی زيبايی است من اين شعرو توی اتاقم چسبوندم!!!موفق باشی.

محسن (همون باغبونه)

سلام عزيز. کلی احساس عقب موندن کردم وقتی اومدم اينجا و ديدم کلی مطلب نخونده هست که بايد بخونم. اين شعر هم گه فقط بگم حرف نداشت کافی نيست. انصافا فوق‌العاده با معنی بود و هست. حتما باغبون رو مي‌بخشي که دير به دير اينجا اومده. نه فکر کنی که فقط اينجا نيومدم ها، نه، هيچ کجا نرفتم. شاد باشی.

بابا محمد

سلام دخترم (: باز هم اومدم، اما اينبار متفاوت ! خانومی ديگه رفته و ... البته جريان داره که شايد مفصلا توضيح بدم ... به هرحال گفتم سری بزنم و عرض ادبی خدمت دختر گلم داشته باشم ....

شراگيم

سلام...اوه اوه اوه...!:)) اين محمد چی ميگه؟؟ خانومی رفته و... يعنی چی اونوقت؟ خونه خاليه؟؛) عجبا...اوکی...اصلا به من چه...!!:)) ممنون که سر زدی...نمیذاره که...از خنده پکيدم...!!!:)))))))

Akbar Nemati

وب لاگ قشنگی داری پيروز باشی