دو روح

در ميان دو روح تنها وسيله فهميدن کلام نيست .هجاهايی که از لب و دهانها می آيند نيستند.که دلها را به هم نزديک می کنند.چيزی بزرگتر و خالص تر از آنچه زبان اظهار می کند نيز وجود دارد. . .

 

عشق. . .

/ 3 نظر / 18 بازدید
ناشناس

زندگی ما هميشه غمگينه هيچکس حاضر نيست آشنا شه همه فرار می کنند . هيچ کس نمی خواد دوست باشه نميدونم چرا ولی من غمگين می شم --آخ كه چقدر هجاهای نام تو شيرينند و من چقدر دلم برای صدا كردن تو تنگ شده ! …خيلی تنگ …خيلی تنگ …! ---می دانی ! اينجا از من كسی نمی پرسد خرت به چند ! نمی پرسد حال دلت چطور است ! می پرسند : زخمهايت را چند خريدی ؟!! و تازه اگر كمی انصاف – شايد هم ترحم ! – در وجودشان باشد می پرسند : زخمهايت خوب شد ؟! -- بانو ! دلشكسته ترين عاشق جهان را دست كم نگير ! بخت از من رو برگرداند ، تو بخت جوان من باش و رو نگردان ! این نوشته تو وبلاگ nikolas.blogsky.com ثبت شده

بابا محمد

و بازآمدم به ياد گذشته.... که رفت وآمدها گل گون گشته بودند....

عشق سایه

سالها به صدای دل خويش ميخندم همه دارند تصور که دلی خوش دارم خنده تلخ من از گريه غم انگيزتراست کارم از گريه گذشته است بدان ميخندم