برو وسط

بده از دست، بده از دست،

بده از دست عقلتو تا که بشی مست

برو وسط، برقص برقص

برو وسط برقص از هیچی نترس

دست دست دست دست

دست دست دست دست

برو وسط پا به زمین بکوب بزن دست

برو وسط، برو وسط

برو وسط منتظر چی هستی پس

برقص برقص تابشی مست

برو وسط در جمع مستان بکن رقص

برو وسط این فرصتو نده از دست

***

سن یه نمره است

یه بهانه است

سن یه نمره است فراموش کن نمره رو ازین پس

برو وسط، برو نترس

برو وسط سن فقط یه نمره است

واسه چی بحث، هی جر و بحث

برو وسط اینقده نکن با من بحث

برو وسط، برو وسط

برقص برقص اینقده به خودت نگیر سخت

***

مگه آدم چقدر زنده است،

لحظه رو دریاب و زندگی رو بگیر جشن

بی جا میگن اونایی که میگن این نیست موقعه اش

***

بپر اینور ، بپر اونور

حالا بالا پایین بپر مثل فنر

تکون بده به اون کمر

تکون بده به اون به اون شونه و گردن و سر

برو بزن به سیم آخر

برو وسط حالا  بزن به سیم آخر

 عقلو بیرون کن، بیرون از سر

برو وسط عقلتو بیرون کن از سر

«آواز از ایندو»

آهنگ جاز و بلوز که آدم رو سرشوق می آره، که اگه کلیپش رو هم ببینید عالیه

 

/ 2 نظر / 339 بازدید
mahdi

سلام وبت عالیه رفیق مخصوصا اون قالبش که خیلی باهاش حال میکنم [نیشخند] به وب منم یه سر بزن و نظرتو بگو راستی تبادل لینک هم میکنم خواستی تو نظرات بهم بگو رفـــیق sazarakhsh.tk

ناشناس

منو یادت میاد همدم روزهای تکراری بی مونس هنوز ! سلام من ساکن فصل خستگی ام. بس که بی کسی از سر و کول دلم بالا رفت، جاپای تمام قدم زدنهایش روی دل وامانده من ذُق ذُق می کند! دیگر یادم نمی آید اهل کجا بودم و چه شد. دیگر یادم نمی آید که چه طوفانی از کجا بر خاست ... فقط در بحبوحه این روزهای دلگیر یادم می آید که … عجب بهشتی بود !! عجب نسیمی!! … هی روزگار ! همه عالم حیران حیران من شده اند و خودم حیران حیرانی دلم و دل بیچاره هم حیران تو !! این تسلسل دیوانه وار قشنگ نیست ؟! نه! انصافا بگو کجای این تسلسل بد است ؟! …گور پدر منطق!! مثل همیشه ... ... مثل همیشه ! همیشه ای که از چشم تو آغاز شد ! ... مثل هنوز! هنوزی که دلم بی تو تمام شد!! * می دانی ؟! تمامیت دل من عشق بوده و هست. دم به دم روزهایم را نفس کشیدن تو پر می کرد ، یادت می آید ؟! دلم می شد تلنبار غصه ، یک البرز خستگی روی دوشم می نشست و پاهایم تاول تاول صحرای لوت دیگران! چه غم ؟! ... دم به دمت دادن عالمی داشت عزیز ! حالا خودت بگو وقتی صدای تو نیست، حتی عتاب آلودش ... وقتی نگاه تو نیست، حتی خشمناکش ... وقتی حضور تو نیست ، حتی مهاجمانه اش ... من ب