ساحل اميد

قطره هايی که هر کدام به اندازه دريا بود

و وقتی از هر کدام غرق نمی شوی!باران

و دوباره ساحلی که نه آرامش

بلکه اميدی دير رس را تداعی می کند.

آنگاه است که می فهمی عظمت روحی را

که اينچنين دردهای گران بر شانه کشيده

بدون ارابه ای ،

            عصايي،

و آن زمان است که

به ستونهای نامرئی آسمان

                     معتقد می شوی!

و عشق گرم و بی وقفه ارابه ران مقتدر. . .

يک روز تابستانی . . .

/ 5 نظر / 17 بازدید

خیلی قشنگ بود

سيده صديقه حسينی

دوست عزيز سلام و باز هم با غزلی به روزم ولی اينبار يواشکی و فقط:نمانده ست چيزی به جز غم مهم نيست/گرفته دلم از دو عالم مهم نيست...حتما سر بزنيد.منتظرتان هستم.پايدار پايدار باشيد.تا بعد!

ساده

ای کاش دستان من بهانه ای بود برای بودنت، ای تنها امید قلب من کی دستانم را می فشاری؟ / خیلی زیبا بود

مهدی

سلامُ وبلاگ قشنگی دارين خيلی جذابه دوست دارم تبادل لينک داشته باشيم به سابت من هم بياين اگه خوشتون اومد تبادل لينک داشته باشيم. باز هم تبريک بابت وبلاگتون www.michican3003.com

ستاره

دلا غافل ز سبحانی چه حاصل ! اسیر نفس شیطانی چه حاصل! تو را قدری است افزون از ملائک! تو قدر خود نمی دانی چه حاصل!