مرغ آتش

من مرغ آتشم

 می سوزم از شراره این عشق سرکشم

 چون سوخت پیکرم 

 چون شعله های سرکش جانم فرو نشست

 آنگاه باز از دل خاکستر

بار دگر تولد من

 آغاز می شود

و من دوباره زندگیم را

 آغاز می کنم

پر باز می کنم

 پرواز می کنم 

حمید مصدق

  

/ 3 نظر / 4 بازدید
آزاده

من مرغ آتشم می سوزم از شراره این عشق سرکشم واقعا زیباست

yara

سلام بهاره عزیز.خوبی.من این نسیم بهاری رو خیلی دوست دارم .عالی بود .سبز و بهاری باشی.به نسیم بهاری خوشحال میشم سر بزنی شاد باشی.

سینا

سرگرم کار خویش تا ناکجا آباد رفتم و زمانی فهمیدم که دیگر در چاله ای گرفتار آمده بودم. شاد باشی